☆ آواتار☆
 

محل درج آگهی و تبلیغات
 
نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و نهم مرداد 1392 توسط رها

سلام

این پستم منو به مرور خاطراتم با اواتار وا میداره

مطلبی هست که من عاشقشم

و خیلی برام خاطره انگیزه

از وبلاگ اواتار انگ ممنونم

منبع 3 عکس اول این مطلب وبلاگ اواتار انگه !!

ادرسش :http://www.saiang.blogfa.com/


این صحنه از اواتار من خوشحال بودم که انگ تونست با خودش کنار بیاد



و این جا احساس کردم دلم شکست و می خواستم گریه کنم






از اینجا به بعد عکسها رو خودم پیدا کردم



http://8pic.ir/images/93220872901410476308.jpg

اینجا باخودم گفتم نکنه ، نکنه یه بلایی سرشون بیاد نکنه موفق نشن ، نکنه ازولا و باباش برنده شن

وقتی تاف گریه کرد منم گریه ام گرفت



http://8pic.ir/images/32895674483240348272.jpg

و این جا خوشحال بودم ، خوشحال بودم که زوکو به چیزی که میخواست رسیده می دونستم خودش برمی گرده از کار بدش


http://8pic.ir/images/08858379133550171696.png

وااای می ... تنها کسی که از نظر من لیاقت زوکو رو داره . خیلی دوس داشتم که این دو باهم باشن



http://8pic.ir/images/25990673515243068553.jpg

و زندان ... شاهکار می و این دیالوگ که عاشقشم

پسر احمقی رو نجات میدم که دست رد به سینم زد ( این دیالوگ می هست )


وای اواتار .. من کلی باهات خاطره دارم

شما کدوم صحنه اواتار رو بیشتر دوس دارین ؟؟

کدوم همیشه یادتونه ؟؟

کدوم گریه تون اورد ؟؟




برچسب‌ها: آواتار, عکس های اواتار آخرین باد افزار
.: Weblog Themes By Pichak :.


تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک